دلیل خشکسالی

باعرض سلام خدمت خوانندگان محترم

نماز جمعه به غیر از عبادت مذهبی در بین مسلمانان مکان وتریبونی است که بزرگان حکومت به اضهار نظر وگفتن عقاید خود درباره وقایع واوضاع سیاسی کشور بپردازند. در یکی از نمازهای سال گذشته یکی از خطیبان نماز جمعه(جنتی) در اظهار نظری گفت:سیل ،طوفان، وباران وبرفی  که در اروپا خانه های مردم را درنوردیده است وزندگی انان را مختل ساخته است بخاطربی حجابی وبی بند وباری زنانِ شان است!!!!کمی فکر کردیم به مغزمان فشار اوردیم  زحمت کشیدیم خدایا،،، ولی امان، امان ازیک توجیهی که بتوانیم خود را قانع کنیم که مگر میشود که دربلادی که رنگ وبوی خدایی دارد رحمت خدایی نازل نشود ولی در سرزمین کفروظلم رحمت خدایی نازل شود ولی به آن بگوییم عذاب خداوندی!!!!!! دراین گیر ودار علی آل پیام(شاعر)از راه رسید وبه این مخمصه پایان دادو گفت:روز جمعه برفراز منبری    شیره هارا خورد وحکمت در نمود     گفت ای شیره سراپا شکری بعد از ان فرمود این طوفان وسیل در اروپای به این پهناوری هست از بی بند وباریه زنان،بی حجابی لخت وعوری دلبری گفتم ای شیخ اجل افرین برچنین کشف صغیر الباوری   مانده ام ازکجا کرده ای این کشف خیلی محشری این چنین کشف هوا پلتیک را ثبت باید کرد، ثبت محضری تازه فهمیدم شقیقه با گوزن ربط دارد در بلاد کافری ..............................این اگر باشد استدلال توبهتر از هرکس خودت مستحضری از گناه چادر است وروسری   امر کن زنان شل تر کنند روسری را اینوری وآن وری تامگرباران ببارد بر زمین محض ابروی زری خال پری بعداز آن درویش کن چشم خودت یا نگاهش کن به چشم خواهری تا که دیدی سیل جاری شد بگو بس کنند آن عشوه وعشوه گری....... از کرامات شیخ ما این است شیره هارا خورد وگفت شیرین است. خوب به لطف شاعر توجیهی برای این شیخ پیدا کردیم وگذشت تا جمعه12/09/1389خطیب بزرگوارنماز جمعه تهران(حاج احمد خاتمی) گفت:خشکسالی وآلودگی هوادر تهران بخاطرگناه ساکنان آن است!!!!!!!پس ای شیخ اقرارمی کنی که اروپایی ها بی گناه هستندوگناه ازشماست .شیخ پس لطف کن خودت ودوستانت تهران را ترک کن تا چهار تا ازاین اروپایی ها را بیاریم شاید در رحمت خدا به روی ما باز شودواز خشکسالی نجات پیدا کنیم.

روشنفکری

روشنفکری (در انگلیسی Intellectualism در فرانسه Intellectuelité و در زبان لاتین Intelligere) به معنی تفکیک دو چیز از همدیگر است. به همین دلیل به عنوان روح انتقادگرا و ممیز شناخته می‌شود.

بطور کلی با ارائه سنتزی از تمام تعریفات متعارض در رابطه با روشنفکر می توان آن را چنین بیان داشت. روشنفکر از طبقه تحصیل کردگانی در جامعه‌است که با دغدغه‌های انسانی، اجتماعی، ارزشی، فرهنگی و سیاسی اقدام به موضع گیری در مباحث و مسائل حساس و مهم جامعه خویش و جامعه جهانی می‌کنند.

روشنفکر نسبت به مسائل جامعه خودی و جامعه جهانی و نیز نسبت به آرمانها و بایسته‌ها احساس مسئولیت و تعهد می‌کند.

روشنفکری در منظر کلی شامل مجموعه خصلت‌هایی است:

  • روشنفکر سیاسی بیرون از سیاست است، و جهت هرچه بهتر دفاع کردن از آرمانها و شناساندن آنها، حتی نسبت به گروههای هم آرمان هم تعلق و وابستگی ندارد
  • دارای امید به آینده و حرکت در آن جهت و همزمان تردید در واقعیات و حرکت جهت اصلاح آنهاست.
  • مخالف هرگونه عقب ماندگی و جهل و خرافه‌است و در جهت رشد و نوسازی تلاش می‌کند.
  • منتقد است و تحول خواه
  • با سه گروه تعامل ندارد:
  1. اصحاب قدرت(دولت-حکومت)
  2. اصحاب دین(کلیسا-روحانیت)
  3. طبقه حاکم (زمین داران-سرمایه داران)

ادامه نوشته

مقدمه

«ملتی که بی سواد ونا آگاه باشد هرگز از زیربار استبداد بیرون نمی آید»

باعرض سلام خدمت خوانندگان محترم وکمال تشکر از تمامی عزیزانی که وبلاگ این بنده حقیررا انتخاب نموده اند وامیدوارم که وبلاگی که پیش روی شماست بتواند کمکی کوچک به تمامی روشنفکران وپژوهشگران جوانی که در پی آزادی، برابری، وعدالت هستند بنماید.

در این وبلاگ سعی شده است که نظریات روشنفکران، شعرا،اندیشمندان مقالاتی درباره حقوق بشر اورده شودوهمچنین چون رشته اینجانب حقیر حقوق می باشد موارد نقض حقوق بشر در قوانین کشورمان اورده شود.

    در عصر کنونی وروند جهانی شدن که ارزشهای سنتی وقدیمی(نابرابری زن ومرد،جنگ،مجازاتهای غیر انسانی همچون اعدام،سنگسار،شلاق)جای خود رابه ارزشهای نوینی همچون اعلامیه حقوق بشر داده است وظیفه خود دانستم که باجمع آوری این اسناد سهم کوچکی در پیشبرد این اهداف داشته باشم.

شادزی و دل افروز سعید شبانی

 

من از نهايت تاريكي حرف مي زنم

 

من ازنهایت تاریکی حرف میزنم

از دياري سخن مي گويم  كه در جاي جاي شهرش در 2000 نقطه ي پايتختش مامور مي گمارند تا مبادا معترضين از خموشي بدر آيند.

كشوري كه مردمانش يا در خوابند و يا در بند  و براي اين جماعت خواب زده در 2000 نقطه ي پايتختش مامور مي گذارند تا مبادا  دمي از احساس نا امني غافل شويم، كه بفهمانندمان داريم كجا زندگي مي كنيم.

جايي كه 31 سال  است اعدام مي كنند آشكارا و پنهان از معلم گرفته تا دانشجو، كارگر و... و اين  اعدام ها همچنان  ادامه دارد.

از دياري كه امام زمان به استقبال رهبر مي رود، كه ميلياردها خرج سفري مي شود كه مردم بفهمند شآن و مقام رهبري.  دياري كه مي توان براي حفظ دينش دروغ را واجب كرد، ‌دياري كه مدعي اند جنبش مردمي اش مرده است ولي بگير و ببند هايش هنوز هم ادامه دارد.

از كشوري كه منشور كورشش را دستاويزي مي كنند  براي تبليغ  ولي درهاي موزه و مقبره همان كوروش را بروي مردم مي بندند و بر آن آب.

از دياري كه دزدان و غارتگران ميلياردي اش  در حساس ترين منصب ها تكيه زده اند تا قطع كنند دست محتاجان به نان شب را كه از قنادي دزدي مي كنند.

كشوري كه داراي يكي از بزرگترين ذخاير نفت و گاز جهان است ولي ز زرش مردمان بهره اي ندارند جز زور غارتگران در آمد هاي نفتي.

كشوري كه مردانش مانده اند در معاش ولي چند همسري قانوني مي شود.

كشوري كه بنزين سرطان زا توليد مي كند... هكتار هكتار جنگل بيابان مي شود براي رونق تجارت آقايان.

كشوري كه در آن ديرينه ترين باغ اكولو‍ژي ايران و خاور ميانه را در نوشهرش تخريب مي كنند.

دياري كه  مردمش دسته دسته راهي ديار غربت مي شوند، ‌پناهنده مي شوند به پناهجويانش حمله مي شود كه صاحب ندارد اين سامان. ‌كشوري كه آنان كه انديشمندانش يا آواره اند و يا در بند.

من از نهايت تاريكي حرف مي زنم؛

از سنگفرش هاي خياباني كه خون عزيزان بيگناه  را به خود ديده است كشوري كه مادرانش عزادارند و فرزندانش  آواره يا زنداني يا در فكر رفتن كه گفته اند فرار مغز ها نداريم كشوري كه سنگسار و قطع دست آزاد است ولي عشق و آزادي ممنوع، كشوري كه وكيل و موكل در آن با هم در بندند و علوم انساني در آن ذبح مي شود تا هيچكس نداند كه نداند و نداند.

اگر به ديدنمان آمديد كمي آزادي، كمي آگاهي و كمي عشق برايمان بياوريد، كه آگاهانمان بر سر دارند يا در بند، ما را به گروگان گرفته اند اسيراني در زنداني بزرگ  به نام ايران.

پریناز رباطی


 

متن اعلاميه جهانی حقوق بشر

متن اعلاميه جهانی حقوق بشر

اعلاميه جهانی حقوق بشر که در 10 دسامبر 1948 به تصويب رسيده ، رواق بنای حقوق بشر را تشکيل می دهد که مسئوليت ساخت آن بر عهده ی ملل متحد است.

ديباچه

از آن جا که شناسايی حيثيت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده ی بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است ؛

از آن جا که ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه ای انجاميده که وجدان بشر را بر آشفته اند و پيدايش جهانی که در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد ، و از ترس و فقر فارغ باشند ، عالی ترين آرزوی بشر اعلام شده است ؛

از آن جا که ضروری است که از حقوق بشر با حاکميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد ؛

از آن جا که گسترش روابط دوستانه ميان ملت ها بايد تشويق شود ،

از آن جا که مردمان ملل متحد ، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و کرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان  ، دوباره در منشور ملل متحد اعلام و عزم خود را جزم کرده اند که به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند ؛

از آن جا که دولت های عضو متعهد شده اند که رعايت جهانی و مؤثر حقوق بشر و آزادی های اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تضمين کنند ؛

از آن جا که برداشت مشترک در مورد اين حقوق و آزادی ها برای اجرای کامل اين تعهد کمال اهميت را دارد ؛

مجمع عمومی

اين

اعلاميه جهانی حقوق بشر

را آرمان مشترک تمام مردمان و ملت ها اعلام می کند تا همه ی افراد و تمام نهادهای جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بکوشند که به ياری آموزش و پرورش ، رعايت اين حقوق و آزادی ها را گسترش دهند و با تدابير فزاينده ی ملی و بين المللی ، شناسايی و اجرای جهانی و مؤثر آن ها را ، چه در ميان خود مردمان کشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمين هايی که در قلمرو آن ها هستند ، تأمين کنند.

ماده ی 1

تمام افراد بشر آزاد زاده می شوند و از لحاظ حيثيت و کرامت و حقوق با هم برابرند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يکديگر با روحيه ای برادرانه رفتار کنند.

ماده ی 2

هر کس می تواند بی هيچ گونه تمايزی ، به ويژه از حيث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، دين ، عقيده ی سياسی يا هر عقيده ی ديگر ، و همچنين منشاء ملی يا اجتماعی ، ثروت ، ولادت يا هر وضعيت ديگر ، از تمام حقوق و همه ی آزادی های ذکر شده در اين اعلاميه بهره مند گردد.

به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد که مبتنی بر وضع سياسی ، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی باشد که شخص به آن تعلق دارد ، خواه اين کشور يا سرزمين مستقل ، تحت قيموميت يا غير خودمختار باشد ، يا حاکميت آن به شکلی محدود شده باشد.

ماده ی 3

هر فردی حق زندگی ، آزادی و امنيت شخصی دارد.

ماده ی 4

هيچ کس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت : بردگی و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ، ممنوع است.

ماده ی 5

هيچ کس نبايد شکنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه ، ضد انسانی يا تحقير آميز قرار گيرد.

ماده ی 6

هر کس حق دارد که شخصيت حقوقی اش در همه جا به رسميت شناخته شود.

ماده ی 7

همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يکسان قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی که ناقض اعلاميه ی حاضر باشد ، و بر ضد هر تحريکی که برای چنين تبعيضی به عمل آيد ، از حمايت يکسان قانون بهره مند گردند.

ماده ی 8

در برابر اعمالی که به حقوق اساسی فرد تجاوز کنند ـ حقوقی که قانون اساسی يا قوانين ديگر برای او به رسميت شناخته است ـ هر شخصی حق مراجعه ی مؤثر به دادگاه های ملی صالح را دارد.

ماده ی 9

هيچ کس را نبايد خودسرانه توقيف ، حبس يا تبعيد کرد.

ماده ی 10

هر شخص با مساوات کامل حق دارد که دعوايش در دادگاهی مستقل و بی طرف ، منصفانه و علنی رسيدگی شود و چنين دادگاهی درباره حقوق و الزامات وی ، يا هر اتهام جزايی که به او زده شده باشد ، تصميم بگيرد.

ماده ی 11

1 ) هر شخصی که به بزه کاری متهم شده باشد ، بی گناه محسوب می شود تا هنگامی که در جريان محاکمه ای علنی که در آن تمام تضمين های لازم برای دفاع او تأمين شده باشد ، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

2 ) هيچ کس نبايد برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی که در موقع ارتکاب آن ، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی شده است ، محکوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی که در موقع ارتکاب جرم به آن تعلق می گرفت ، درباره ی کسی اعمال نخواهد شد.

ماده ی 12

نبايد در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامت گاه يا مکاتبات هيچ کس مداخله های خودسرانه صورت گيرد يا به شرافت و آبرو و شهرت کسی حمله شود. در برابر چنين مداخله ها و حمله هايی ، برخورداری از حمايت قانون حق هر شخصی است.

ماده ی 13

1 ) هر شخصی حق دارد در داخل هر کشور آزادانه رفت و آمد کند و اقامت گاه خود را برگزيند.

2 ) هر شخصی حق دارد هر کشوری ، از جمله کشور خود را ترک کند يا به کشور خويش بازگردد.

ماده ی 14

1 ) در برابر شکنجه ، تعقيب و آزار ، هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای ديگر را دارد.

2 ) در موردی که تعقيب واقعاً در اثر جرم عمومی و غير سياسی يا در اثر اعمالی مخالف با هدف ها و اصول ملل متحد باشد ، نمی توان به اين حق استناد کرد.

ماده ی 15

1 ) هر فردی حق دارد که تابعيتی داشته باشد.

2 ) هيچ کس را نبايد خودسرانه از تابعيت خويش ، يا از حق تغيير تابعيت محروم کرد.

ماده ی 16

1 ) هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محديتی از حيث نژاد ، مليت ، يا دين با همديگر زناشويی کنند و تشکيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.

2 ) ازدواج حتماً بايد با رضايت کامل و آزادانه ی زن و مرد صورت گيرد.

3 ) خانواده رکن طبيعی و اساسی جامعه است و بايد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده ی 17

1 ) هر شخص به تنهايی يا به صورت جمعی حق مالکيت دارد.

2 ) هيچ کس را نبايد خودسرانه از حق مالکيت محروم کرد.

ماده ی 18

هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه ، وجدان و دين بهره مند شود : اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد ، در قالب آموزش دينی ، عبادت ها و اجرای آيين ها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی ، به طور خصوصی يا عمومی است .

ما ده ی 19

هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار ، به تمام وسايل ممکن بيان و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.

ماده ی 20

1 ) هر شخصی حق دارد از آزادی تشکيل اجتماعات ، مجامع و انجمن های مسالمت آميز بهره مند گردد.

2 ) هيچ کس را نبايد به شرکت در هيچ اجتماعی مجبور کرد.

ماده ی 21

1 ) هر شخصی حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، مستقيماً يا به وساطت نمايندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند ، شرکت جويد.

2 ) هر شخصی حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومی کشور خود دست يابد.

3 ) اراده ی مردم ، اساس قدرت حکومت است : اين اراده بايد در انتخاباتی سالم ابراز شود که به طور ادواری صورت می پذيرد. انتخابات بايد عمومی ، با رعايت مساوات و با رأی مخفی يا به طريقه ای مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تأمين کند.

ماده ی 22

هر شخصی به عنوان عضو جامعه حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همکاری بين المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و کرامت و رشد آزادانه ی شخصيت خود را ، با توجه به تشکيلات و منابع هر کشور ، به دست آورد.

ماده ی 23

1 ) هر شخصی حق دارد کار کند ، کار خود را آزادانه برگزيند ، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای کار خواستار باشد و در برابر بی کاری حمايت شود.

2 ) همه حق دارند که بی هيچ تبعيضی ، در مقابل کار مساوی ، مزد مساوی بگيرند.

3 ) هر کسی که کار می کند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق حيثيت و کرامت انسانی تأمين کند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعی کامل شود.

4 ) هر شخصی حق دارد که برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشکيل دهد و يا به اتحاديه های موجود بپيوندد.

ماده ی 24

هر شخصی حق استراحت ، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات کار و مرخصی ها و تعطيلات ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.

ماده ی 25

1 ) هر شخصی حق دارد که از سطح زندگی مناسب برای تأمين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش ، به ويژه از حيث خوراک ، پوشاک ، مسکن ، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود ؛ همچنين حق دارد که در مواقع بی کاری ، بيماری ، نقض عضو ، بيوگی ، پيری يا در تمام موارد ديگری که به عللی مستقل از اراده ی خويش وسايل امرار معاشش را از دست داده باشد ، از تأمين اجتماعی بهره مند گردد.

2 ) مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه ی کودکان ، اعم از آن که در پی ازدواج يا بی ازدواج زاده شده باشند ، حق دارند که از حمايت اجتماعی يکسان بهره مند گردند.

ماده ی 26

1 ) هر شخصی حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش ، و دست کم آموزش ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. آموزش ابتدايی اجباری است . آموزش فنی و حرفه ای بايد همگانی شود و دست يابی به آموزش عالی بايد با تساوی کامل برای همه امکان پذير باشد تا هر کس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.

2 ) هدف آموزش و پرورش بايد شکوفايی همه جانبه ی شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم ، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت ها و تمام گروه های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.

3 ) پدر و مادر در انتخاب نوع آمزش و پرورش برای فرزندان خود ، بر ديگران حق تقدم دارند.

ماده ی 27

1 ) هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع سهيم و شريک گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.

2 ) هر کس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمی ، ادبی يا هنری خود برخوردار گردد.

ماده ی 28

هر شخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصه ی اجتماعی و بين المللی باشد که حقوق و آزادی های ذکر شده در اين اعلاميه را به تمامی تأمين و عملی سازد.

ماده ی 29

1 ) هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظايفی بر عهده دارد که رشد آزادانه و همه جانبه ی او را ممکن می سازد.

2 ) هر کس در اعمال حقوق و بهره گيری از آزادی های خود فقط تابع محدوديت هايی قانونی است که صرفاً برای شناسايی و مراعات حقوق و آزادی های ديگران و برای رعايت مقتضيات عادلانه ی اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموکراتيک وضع شده اند.

3 ) اين حقوق و آزادی ها در هيچ موردی نبايد برخلاف هدف ها و اصول ملل متحد اعمال شوند.

ماده ی 30

هيچ يک از مقررات اعلاميه ی حاضر نبايد چنان تفسير شود که برای هيچ دولت ، جمعيت يا فردی متضمن حقی باشد که به موجب آن برای از بين بردن حقوق و آزادی های مندرج در اين اعلاميه فعاليتی انجام دهد يا به عملی دست بزند.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

در ترجمه ی اين اعلاميه از سه منبع زير بهره گرفته شده است :

ا ـ داريوش آشوری ، دانشنامه سياسی ، انتشارات سهروردی و مرواريد ، تهران ، 1366 ، صص 133 ـ 138 .

2 ـ  هوشنگ ناصرزاده ( گردآورنده ) ، اعلاميه های حقوق بشر ، انتشارات جهاد دانشگاهی ، تهران ، 1372 ، صص 12 ـ 17 .

3 ـ  « اعلاميه ی جهانی حقوق بشر » ، ترجمه ی علی ميرزايی با همکاری رضا رضايی ، نگاه نو ، شماره ی 37 ، تابستان 1377 ، صص 190 ـ 196 .

(مترجم: محمدجعفر پوينده)

 

 

 

 

 

 

مجموع اسناد حقوق بشر

 مجموعه اسناد حقوق بشر اعلاميه جهاني حقوق بشر(  1948دسامبر 10 ) منشور کوروش بزرگ - اولين اعلاميه حقوق بشر کنوانسيون ضد شکنجه و رفتار يا مجازات خشن ، غير انساني يا تحقير کننده(1984 دسامبر 10) قانون احترام به آزاديهاي مشروع وحفظ حقوق شهروندي کنوانسيون حقوق کودک(1989) مقاوله نامه اختياري ميثاق حقوق کودک در مورد شرکت کودکان در جنگ ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگی میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی دومين پروتکل اختياری ميثاق بين المللی حقوق سياسی و مدنی به منظور الغای مجازات مرگ(برگرفته ازاعلامیه جهانی حقوق بشروماده6میثاق)   کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی اعلامیه وین و برنامه عملی کنفرانس جهانی حقوق بشر   بيانيه حقوق افراد متعلق به اقليتهای ملي نژادی مذهبی و زبانی  مجموعه اصول برای حمايت همه افراد در هرگونه بازداشت يا زندان   کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان(1952دسامبر 20)   پروتکل اختياري کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان   اعلاميه حذف خشونت عليه زنان

رنج زن

رنج زن

 

زن عشق می کارد و کینه درو می کند.....

 

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر.....

 

می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی.....

 

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمان بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی

 

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو....

 

......او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی

 

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی.....

 

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد.....

 

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی.....

 

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر.....

 

و هر روز او متولد می شود ، عاشق می شود ، مادر می شود ، پیر می شود و می میرد......

 

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد......

« دکتر علی شریعتی »

 

روز دانشجو

دست آویز بیگانه

آشوبگر!

ناآگاه فریب خورده!

ای مخل امنیت اجتماع!

جاسوس!

روشنفکر نما!

خود فروخته!

دانشجو!

روزت مبارک